بنام آنکه جان را فکرت آموخت افراد آنلاین :  نفر
مجموعه 200 گل برتر تاریخ فوتبال جهان  مستند زندگي دیوید بکهام
صفحه نخست :: ایجاد وبلاگ رایگان :: کسب درآمد :: فروشگاه :: جستجوي سايت :: ارتباط با ما :: تبليغات
سريال سفري ديگر  سریال آموزش زبان انگلیسی اکسترا – @EXTR انیمیشن ناروتو -فصل اول - (NARUTO) زیرنویس فارسی
سريال سفري ديگر  پكيج كامل و جديد هماي آموزش شنا از مبتدی تا حرفه ای AVATAR فیلم آموزش پاركور مستند 6 تایی ها فصل ششم سریال لاست LOST (سری کامل فصل 6)

عاشقانه ها
بازدید این موضوع : 12554
بازدید کل مطالب این موضوع : 14596
کل مطالب این موضوع : 123
عاشقانه ها
 سيستم وبلاگ نويسي درتين بلاگ مجموعه حیات وحش بی نظیر ( حیات- LIFE)  بدنسازی در 8 دقیقه بازی فوق العاده زیبای Mafia II – مافیا 2  دانلود عكس بازي فيلم برنامه
در قدیم آدم قدر یک لحظه شنیدن صدای معشوقش را می‌دانست!

در قدیم آدم قدر یک لحظه شنیدن صدای معشوقش را می‌دانست!

زمانی که من بیست سالم بود، وقتی دل می‌باختی نه موبایلی در کار بود، نه اینترنتی، نه هیچ ابزار مدرن دیگری. یادم می‌آید تمام ابزار ارتباطی منحصر می‌شد به...

زمانی که من بیست سالم بود، وقتی دل می‌باختی نه موبایلی در کار بود، نه اینترنتی، نه هیچ ابزار مدرن دیگری. یادم می‌آید تمام ابزار ارتباطی منحصر می‌شد به تلفن‌های گاه و بیگاه و نامه‌های واقعی روی کاغذ‌های واقعی که بوی خاص آدم نویسنده اش را با خود داشتند، منحصر به فرد بودند. عاشقی انتظار داشت، صبوری می‌طلبید و آدم قدر یک لحظه شنیدن صدای معشوقش را می‌دانست. اصلن یک مکالمه ساده از بس دور از دسترس بود بعضی وقتها، می‌توانست هفته ات را بسازد.
تکنولوژی همه چیز را آسان کرده و این آسانی با خودش توقع سهولت آورده، ارتباط آسان انگار ما را متوقع کرده به آسانی به دست بیاوریم، عجول باشیم و کم طاقت. تناقض همین جاست: آنچه سهل است ارتباط با آدم دیگریست نه روحش ، شناختش و داشتنش. تکنولوژی نمی‌تواند از روح انسان راز زدایی کند. عشق هنوز و احتمالن تا همیشه، یک راز است. راز، طاقت می‌خواهد؛ طاقت، صبر؛ صبر، امید؛ امید، رویاپردازی؛ رویاپردازی، فاصله

و تکنولوژی دشمن فاصله است. آدم ها آسان نیستند، ما بد عادت شده ایم. عشق شاید تنها دریچه هنوز باز جهان است که حرمت راز را به ما یاداوری می‌کند. در دنیایی آسان، عشق عزیزترین دشوار جهان است، آخرین سنگر شاید

موهایت را شانه کن...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/42170.jpg

حالا که آمده‌ای.بنشین.موهایت را شانه کن.و نگاه کن.به این شب تماشایی.که آغاز می‌شود...

 
حالا که آمده‌ای
بنشین
موهایت را شانه کن
و نگاه کن
به این شب تماشایی
که آغاز می‌شود
 
*****
حالا که آمده‌ای
گریه نمی‌کنم
می‌مانم و طاقت می‌آورم
همه‌ی آن دوری هفت ساله را
***** 
حالا که آمده‌ای
لباس‌هایت را بپوش
‌عجله کن
دست آن گیاه و این گربه را بگیر
ما برای پیر شدن به دنیا نیامده‌ای
مگر چه خبر شده است...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/41981.jpg

حالا که آمده‌ای.همه بر می‌خیزند.همه سلام می‌کنند.همه می‌خندند.حالا که آمده‌ای...


حالا که آمده‌ای
من هم ماکارونی را دوست دارم
تو هم می‌توانی
لیوان چایت را لبالب کنی
 

*****

حالا که آمده‌ای
همه‌ی مزه‌ها با مزه‌ترند
خرمای دزفول هم شیرین بود و من
نمی‌دانستم

*****

حالا که آمده‌ای
همه بر می‌خیزند
همه سلام می‌کنند
همه می‌خندند
حالا که آمده‌ای
مگر چه خبر شده است؟!
شب رفتنت آرزو می‌کنم...! «فرزاد حسنی»

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/40845.jpg

نشد تا تو هستی من عاشق بشم . نشد قلب ما عشقو باور کنه ...

 

به امشب به تقدیر من عشق تو

به حالی که بی من، تو داری قسم

به عنوان روزی که بردی منو

به حسی که گفتی میایی قسم

 

به دل خواهی اولین دلهره

به گاهی که با من نبودی قسم

جدا می‌شی و می‌رود خاطره

ولی شک نکن من به تو می‌رسم

 

نشد تا تو هستی من عاشق بشم

نشد قلب ما عشقو باور کنه

شب رفتنت آرزو می‌کنم

خدا وقت دوریتو کمتر کنه

 

به چشمای تو قبل هر گریه‌ای

قسم می‌خورم یاد تو با منه

قسم می‌خورم بغض این انتظار

یه روزی تو آغوشمون بشکنه
تمام راه دوباره سبز می‌شود...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/37893.jpg

نگران نباش، باران که بگیرد، تمام راه دوباره سبز می‌شود...

می‌گویند
درمیانِ کلامِ مقطع و خاموشِ نفس‌ها
پیچکی می‌روید
با برگ‌های داس
تا راهِ رسیدن به ایستگاه را
هموار کند.
نگران نباش
باران که بگیرد
تمام راه دوباره سبز می‌شود

***** 

پیچکِ نگاهم
دزدانه تا پشت پنجره‌ی
اتاق تو
بالا آمده
به کجا خیره شده‌ای!
باران که بگیرد
تمام پنجره پر از پیچک خواهد بود.

 *****

بلورین است
چشمانِ مردی که تو را گم کرده،
از زمستان می‌آید،
نمی‌داند
شادی پروازِ پرستوها
در آسمانِ بهار
از چیست!
آدم‌ها رو ریل عاشق می‌شوند...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/37862.jpg

آدم‌ها، قطارها، روی ریل حرکت می‌کنند، عاشق می‌شوند...


آدم‌ها
قطارها
روی ریل حرکت می‌کنند
عاشق می‌شوند
فاجعه آغاز می‌شود

*****

خواب دیدم
در کوچه‌ها
رازهایم را می‌فروشند
لبخند می‌خرند
راست است که می‌گویند
لبخند
درخواب شگون ندارد؟!

***** 
زندگی قرص نانی است
روی آبِ حوضِ خانه‌ی خاطرات
سهم ماهی‌های سرخ
که همیشه، عاشقند
باور کن
چشم خسته، بسته می‌شود اما قلب خسته...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/35037.jpg

مردم از جنسِ تو می‌پرسند، می‌گویم از جنسِ بغضِ من است...


های بانو
شوخی نکن
چشمِ خسته، بسته می‌شود
قلب خسته
می‌ایستد
 
*****
برو!
بانو
بگذار بیدار شوم
باید بروم
خیالِ تو را به دوش کشیدن
خرج دارد...
*****
مردم از جنسِ تو می‌پرسند
می‌گویم از جنسِ بغضِ من است
دندان‌های سفیدشان، افقِ نگاهم را پُر می‌کند
*****
شب پره‌ها
برای رسیدن به ماه بانویشان
شب را گم کرده‌اند
در میان این همه ماهِ فریب
که درختانِ مرده
گل داده‌اند
پرهایشان را گم کرده‌اند
بانو!
شب پره‌ها گم شده‌اند
گم شده‌ام
هیچ آمدنی گرمم نمی‌کند...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/32241.jpg

حالا که رفته‌ای . بی دلیل در می‌زند . هیچ آمدنی گرمم نمی‌کند


حالا که رفته‌ای
بی دلیل در می‌زند
هیچ آمدنی گرمم نمی‌کند
 
*****
حالا که رفته‌ای
در همین شب برفی
شعر آمده است
می‌بینمش در آیفون تصویری
مردد مانده‌ام
نه!
خانه نیستم

*****
حالا که رفته‌ای
می‌گویند در میان همه دفترهایت
نه پروانه‌ای خشکیده
نه گلی، نه گلبرگی
می‌گویند در میان هه دفترهایت
کودکی است که با پروانه‌ها
به سراغ ماه می‌رود

*****
حالا که رفته‌ای
خیالی از تو
خلوتی از ماه
و بالِشی از دریا
کافی است
برای خوابی که بیدار نمی‌شود
گریه می‌کنم، می‌مانم، برمی‌گردم...!

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/32265.jpg

حالا که رفته‌ای.دوباره به همان جا می‌روم.چه بی برگ و بار نگاهم می‌کنند.درخت‌های گردو، گیلاس، خرمالو.از کوچه باغ بی‌حرف.به امام‌زاده شعیب می‌رسم.کسی نیست...


حالا که رفته‌ای
دوباره به همان جا می‌روم
چه بی برگ و بار نگاهم می‌کنند
درخت‌های گردو، گیلاس، خرمالو
از کوچه باغ بی‌حرف
به امام‌زاده شعیب می‌رسم
کسی نیست
گریه می‌کنم
می‌مانم
برمی‌گردم
 
*****
حالا که رفته‌ای
بی‌هوا و بی حوصله
سر به بیابان می‌گذارم
در دو راهی امام‌زاده داوود و سنگان
توقف می‌کنم
تکه‌ای از ماه در دامنم می‌افتد
 
*****
حالا که رفته‌ای
کسانی از کنارت عبور می‌کنند
کسانی در عکست می‌ایستند
از تو می‌پرسند
و کسانی شک نمی‌کنند
شکسته می‌شوند
این همه امتحان واین همه نمره برای یک لقمه نان است؟

http://www.seemorgh.com/desktopmodules/icontent2/files/30777.jpg

حالا که آمده‌ای.از همین‌ها می‌پرسم.این همه امتحان واین همه نمره برای یک لقمه نان است؟ یا برای ...


حالا که آمده‌ای
از همین‌ها می‌پرسم
این همه امتحان واین همه نمره
برای یک لقمه نان است؟
یا برای نجات درختان تشنه‌ای که
تقلا می‌کنند و تمام می‌شوند؟

 *****

حالا که آمده‌ای
بیا برویم
یادت که هست
ما به باران قول داده‌ایم
که همیشه باهم بباریم

***** 

حالا که آمده‌ای
مروری کن
این دفتر و این شعرهای ناشنیده را
که تو بودی
و تو را گم کرده بودند

***** 

حالا که آمده‌ای
دوباره روشن می‌شوند
همه‌ی چشمه‌ها و
همه‌ی چراغ‌های خانه‌ی همسایه
< قبلی بعدی >
 تاریخچه باشگاه آرسنال  ياهو 360 ايران  قوی ترین نرم افزار آموزش زبان انگلیسی ویژه کودکان  گلچین مجموعه تخت گاز (دوبله)  مستند 6 تایی ها  سريال سفري ديگر  آموزش حرفه ای هیپ هاپ  کاملترین مجموعه خودآموز آزمون IELTS  افزایش قد در منزل  سخنراني دکتر انوشه