بنام آنکه جان را فکرت آموخت افراد آنلاین :  نفر
مجموعه 200 گل برتر تاریخ فوتبال جهان  مستند زندگي دیوید بکهام
صفحه نخست :: ایجاد وبلاگ رایگان :: کسب درآمد :: فروشگاه :: جستجوي سايت :: ارتباط با ما :: تبليغات
سريال سفري ديگر  سریال آموزش زبان انگلیسی اکسترا – @EXTR انیمیشن ناروتو -فصل اول - (NARUTO) زیرنویس فارسی
سريال سفري ديگر  پكيج كامل و جديد هماي آموزش شنا از مبتدی تا حرفه ای AVATAR فیلم آموزش پاركور مستند 6 تایی ها فصل ششم سریال لاست LOST (سری کامل فصل 6)

مصاحبه های داغ
بازدید این موضوع : 3476
بازدید کل مطالب این موضوع : 12852
کل مطالب این موضوع : 66
مصاحبه های داغ
 سيستم وبلاگ نويسي درتين بلاگ مجموعه حیات وحش بی نظیر ( حیات- LIFE)  بدنسازی در 8 دقیقه بازی فوق العاده زیبای Mafia II – مافیا 2  دانلود عكس بازي فيلم برنامه
فریدون زندی: اخراج کریمی حریفان استیل‌آذین را خوشحال می‌کند

فریدون زندی: اخراج کریمی حریفان استیل‌آذین را خوشحال می‌کند

فریدون زندی به ندرت جواب موبایلش را می‌دهد، در تمرین از دست خبرنگاران فراری است و تن به مصاحبه نمی‌دهد...  

  به ویژه بعد از اتفاق‌های دقایق پایانی بازی استقلال، یافتن او بیش از گذشته سخت‌تر شده. با این‌همه فریدون نتوانست این فاصله را حفظ کند و درباره اتفاق‌های بازی شنبه شب حرف زد.

* اتفاق‌های بازی با استقلال را فراموش کرده‌ای؟
اتفاق خاصی نیفتاد. در فوتبال حرف‌هایی از این دست پیش می‌آید. من قصد توهین به کسی را نداشتم ولی فکر کنم تماشاچیان استقلال به من توهین کردند. همیشه عادت دارم گذشته را خیلی زود فراموش کنم. اگر الان ناراحتم فقط به خاطر این است که دیدار با مس را از دست داده‌ام، چون امسال دوست دارم بهترین بازی‌هایم را انجام دهم. نمی‌خواستم یک مسابقه هم غایب باشم.

*شنیده‌ای که علاوه بر تو پژمان منتظری و فرهاد مجیدی دو بازیکن استقلال هم به خاطر آن صحنه با جریمه‌هایی روبه‌رو شده‌اند و از یک بازی محروم هستند؟
دیگر به آن اتفاق فکر نمی‌کنم ولی معتقدم فقط من مقصر نبودم. بعد از این‌که خواستم میلاد میداوودی را از زمین بلند کنم چند بازیکن استقلال به شدت به من حمله کردند. اگر هر داور دیگری بود حداقل بازیکنان آن تیم را هم جریمه می‌کرد. شاید کار من بد بوده باشد ولی کار بازیکنان استقلال خیلی بدتر بود. چند ضربه خیلی محکم به من زدند که فکر کنم داور آن‌ها را ندید. اگر قرار بود بازیکنی اخراج شود، باید از بین استقلالی‌ها هم یک نفر از زمین بازی اخراج می‌شد.

*حرکت تو یک کارت زرد داشت؟
فکر کنم این اولین باری نبود که یک بازیکن چنین حرکتی انجام می‌دهد. بازیکن آن‌ها با هر ضربه‌ای خودش را روی زمین می‌انداخت. من قصد نداشتم توهین کنم، فقط خواستم زمان بازی تلف نشود و آمدم او را از زمین بازی بیرون کنم. یادم می‌آید امسال یا سال قبل بارها این کار تکرار شد اما هیچ‌وقت داور به یک بازیکن کارت قرمز نداد.

*البته تو کارت زرد داشتی. اگر کارت مستقیم هم نمی‌داد از زمین بازی اخراج می‌شدی.
برای من مهم نیست که اخراج شده‌ام یا نه. ولی اگر من کارت زرد نگرفته بودم و داور طبق قانون فقط به من یک کارت زرد می‌داد آن‌وقت چی؟ به نظرم او تحت تأثیر جو استادیوم قرار گرفته بود و چنین تصمیمی گرفت. فکر کنم اگر قرار بود کسی به صورت مستقیم اخراج شود، یکی از بازیکنان استقلال بود که به من حمله کرد.

*ظاهرا طرفداران استقلال با تو برخورد خوبی نداشتند....
من که نفهمیدم آن‌ها به من چه می‌گفتند. بعد از بازی هم بچه‌ها چیزی به من نگفتند ولی فکر کنم خیلی حرف‌های خوبی نزدند. من دیگر این مسئله را فراموش کرده‌ام و دوست دارم به آینده نگاه کنم.

*تساوی نتیجه عادلانه‌ای برای بازی با استقلال بود؟
برای ما نتیجه بدی نبود، هرچند می‌توانستیم این بازی را با برد تمام کنیم. استیل‌آذین خیلی منطقی‌تر بازی کرد و اگر در دقیقه 90 داور آن خطا را نمی‌گرفت بازی مساوی نمی‌شد.

*یعنی تو می‌گویی داور در این بازی خوب عمل نکرد؟
من نمی‌توانم در این باره حرف بزنم چون یک بازیکن چنین اجازه‌ای ندارد ولی او می‌توانست بهتر قضاوت کند.

*در مقابل استقلال بازی نسبتا خوبی انجام دادی. ظاهرا در پست هافبک دفاعی خوب جا افتاده‌ای.
مربی در هر پستی که بخواهد از من استفاده کند، اعتراضی ندارم. پست جدید برای من خوب است. همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام دوست دارم در زمین بجنگم و توپ بگیرم. جلوی استقلال تا حدود زیادی موفق بودم ولی می‌توانم بهتر از این شوم. هر بازیکنی که احساس غرور کند هیچ‌وقت موفق نمی‌شود، به خاطر همین من باید بیشتر پیشرفت کنم و هیچ‌وقت فکر نکنم به نهایت توانایی‌های خودم رسیده‌ام.

*این روزها وضعیت استیل‌آذین کمی به‌هم ریخته است. اخراج علی کریمی از سوی باشگاه تمام توجهات را معطوف به این تیم کرده. فکر نمی‌کنید چنین مسئله‌ای به تیم شما ضربه بزند؟
قطعا باشگاه ضربه می‌خورد، چون استیل‌آذین ستاره‌های زیادی دارد. ما باید تلاش کنیم تا می‌توانیم از حاشیه‌ها به دور باشیم. این اخبار فقط تیم‌های حریف را خوشحال می‌کند و باعث می‌شود به خواسته‌های خودشان برسند. چون امسال هدف ما قهرمانی در لیگ برتر است باید خیلی حواسمان را جمع کنیم و از حاشیه‌ها فاصله بگیریم. به نظرم باید تمام مسائل در داخل باشگاه حل شود و اجازه ندهیم بقیه از شرایط ما سوء‌استفاده کنند.

*نظر تو درباره اخراج علی کریمی چیست؟
من نظر خاصی ندارم ولی علی بازیکن خوبی است. آقای آجورلو هم از مدیران بزرگ فوتبال است. این مشکل در داخل باشگاه حل می‌شود و ما دوباره می‌توانیم با تمرکز بیشتر بازی کنیم

لعیا زنگنه: نمی‌خواهم مانكن باشم یا شو اجرا كنم!!

لعیا زنگنه: نمی‌خواهم مانكن باشم یا شو اجرا كنم!!

وقتی من بازیگر وارد دفتر كارگردانی می‌شوم كه زنگ زده و به من پیشنهاد كار كرده اولین حرفی كه می‌زند این است كه اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فكر می‌كنم این آقا....

در گفت‌وگویی خواندنی با لعیا زنگنه
نمی‌خواهم مانکن باشم؛ چرا باید بچه‌ام را پنهان کنم؟

وقتی من بازیگر وارد دفتر كارگردانی می‌شوم كه زنگ زده و به من پیشنهاد كار كرده اولین حرفی كه می‌زند این است كه اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فكر می‌كنم این آقا وقتی به یك بازیگر خانم زنگ می‌زند انتظار دیدن دختری كه لباس ساده پوشیده و كارهای عجیبی با صورتش نكرده ندارد.
شبكه ایران نوشت: در نیمه دوم سال 1375، یك‌شنبه شب‌ها سریالی خانوادگی‌ از شبكه دو سیما پخش می‌شد كه در كنار سریال امام علی(ع) توانست عنوان پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های سیما را به خود اختصاص دهد.
سریال خانوادگی كه داستان دختری (مریم افشار) از طبقه متوسط فرهنگی را روایت می‌كرد كه شخصیت محكم و با وقار و فعالیت‌های موثرش در دانشگاه سبب می‌شود كه مورد توجه سه نفر از هم‌كلاسی‌هایش قرار بگیرد.
پارسا باهوش و تندزبانی كه به مدد ممیزی سیما از سیر داستان خارج شد، محمد؛ جوان مذهبی، بااراده و خودداری كه در رویارویی با خواستگاری به نام رامین (از دوستان محمد) كه شخصیتی متزلزل و بی‌ثبات دارد هیچ اقدامی نمی‌كند تا در نهایت تصمیم لجوجانه مریم در برابر این انفعال، روند داستان را پیچیده‌تر كند.
لعیا زنگنه با حضور در مجموعه تلویزیونی "در پناه تو" و ایفای نقش مریم افشار به چهره‌ای ماندگار در ذهن بینندگان دهه 70 تلویزیون مبدل شد؛ دختری با چادر كشدار و كیف چرمی به دست كه قرار بود نقش الگویی از زن موثر و فعال در حوزه اجتماعی را ایفا كند.
استقبال تماشاگران از این سریال، پیشنهادات سینمایی و تلویزیونی بی‌شماری را متوجه این بازیگر كرد و آثاری چون راز مینا، در قلب من، تولدی دیگر، شیفته، تكیه برباد، رنگ شب، مزاحم، هفت ترانه ، رئیس و... را در كارنامه كاری او به ثبت رساند.
اما با این حال گزیده‌كاری لعیا زنگنه در سال‌های اخیر باعث شده تا از شتاب افول این ستاره تلویزیونی بكاهد؛ بازیگری كه چندان هم دغدغه ستاره شدن ندارد.
ویژه‌نامه "خردنامه " به مناسبت انتشار پرونده‌ای از سریال تلویزیونی "در پناه تو " در قالب مجموعه‌های خاطره‌انگیز سیما، با لعیا زنگنه كه برای بازی در فیلم "جرم" مسعود كیمیایی به ایران آمده، گفت‌وگویی انجام داده كه گزیده‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید.
 
چرا لعیا زنگنه ستاره نشد

ستاره یعنی چی؟ آدم چطوری ستاره می‌شود؟ این‌كه پركار باشد؟ من می‌توانم به جرات بگویم كه هنوز روی همان موجی هستم كه زیر پایم آمده البته نه با پركاری یا این‌كه روی جلد مجله‌ها باشم. من این كار را نمی‌كنم. من نمی‌خواهم مانكن باشم یا شوء بدهم. اینها انتخاب من نیست. می‌تواند انتخاب فرد دیگر باشد- كه قابل احترام هم هست- اما من آن كار را نمی‌كنم. اگر می‌خواهند بگویند استار نماندم باشد. من نمی‌خواستم -به آن معنی- استار باشم.
 
به دست آوردن چیزی كه كمتر كسی تجربه‌اش كرده

احترام و عشق. این كه مثلا وقتی دو هفته پیش سوار آژانس شدم آقای راننده از صدایم مرا شناخت و شروع كرد به صحبت كردن در باره هنر و بازیگری. طوری صحبت كرد كه من اصلا انتظار نداشتم و خب نادانی مرا ثابت كرد. گفت ما دوست نداریم بازیگرمان را یك‌جور دیگر ببینیم. گفت من وقتی شب خسته می‌روم خانه و تلویزیون را روشن می‌كنم دوست دارم بازیگر مورد علاقه‌ام را در همان قد و اندازه‌ای كه از او می‌شناسم و توقع دارم ببینم ولی وقتی این اتفاق نمی‌افتد قلب من می‌شكند. وقتی پیاده شدم گفتم قول می‌دهم تا آنجا كه شعور و قدرتم اجازه می دهد هیچ‌وقت كاری را قبول نكنم كه تو اذیت شوی. وقتی می‌بینم آدم‌ها اینقدر به هم نزدیكند خب به نظرم هنوز روی همان موجی.
 
پنهان كردن خود واقعی

من غارم را خیلی دوست دارم. دوستان صمیمی‌ام می‌گویند كه تو انگار یك دیوار دورت هست انگار می‌ترسم كه بشناسندم... چون این اتفاق افتاده كه دیوار دورم را برداشته‌ام و اجازه داده‌ام كه به من نزدیك شوند و بعد عكس‌العمل‌هایی دیده‌ام كه آزرده‌ام كرده است. اینجا آدم‌ها خیلی راحت اجازه قضاوت كردن درباره تو را می‌دهند. وقتی من بازیگر وارد دفتر كارگردانی می‌شوم كه زنگ زده و به من پیشنهاد كار كرده اولین حرفی كه می‌زند این است كه اه! خانم زنگنه شما همیشه با این لباس می‌روید بیرون؟ و من فكر می‌كنم این آقا وقتی به یك بازیگر خانم زنگ می‌زند انتظار دیدن دختری كه لباس ساده پوشیده و كارهای عجیبی با صورتش نكرده ندارد... خب اذیت می‌شوم. این اختیار را به او می‌دهم كه مرا انتخاب نكند اما نمی‌توانم بگویم دلم نمی‌سوزد.
نمی‌توانم بگویم من به عنوان یك بازیگر زن رنج نمی‌برم از این كه نتوانم با صراحت حرفم را بزنم و خودم باشم. نتوانم بگویم كه مثلا من سه تا بچه دارم -ندارم‌ها- ولی نمی‌دانم به عنوان یك بازیگر چرا باید بچه‌ام را پنهان كنم؟ كاش این‌طور نبود. كاش ما آدم‌ها را همین‌طور كه هستند می‌پذیرفتیم. كاش قضاوت نمی‌كردیم و كمی حق انتخاب به آدم‌ها می‌دادیم...مثلا یادم هست آن اوایل عكس من روی جلد یكی از مجلات چاپ شد و من دوست نداشتم و زنگ زدم خیلی دانشجویی و ساده گفتم چرا عكس مرا چاپ كرده‌اید؟ گفت ای بابا خانم، از خداتان باشد. بقیه به ما پول می‌دهند كه عكس‌شان را چاپ كنیم. خب من دوست نداشتم ولی این حق انتخاب را به شما نمی‌دهند و این مرا آزار می‌دهد.
 
مناسبات كاری سخت و پیچیده برای بازیگر خانم
من به عنوان یك زن بازیگر از این‌كه این‌قدر مراقب باشم كه اتفاقات عجیب و غریبی نیفتد اذیت می‌شوم. از من انرژی می‌گیرد. دوست ندارم این‌قدر انرژی هدر دهم. نهایتش چه اتفاقی می‌افتد؟ آن پروانه شدن یا دگردیسی یا شاه‌نقش برایم رخ نمی‌دهد. من این را با خودم حلاجی كرده‌ام.
می‌گویم مگر چند درصد از آدم‌ها به آن آرزوهای بزرگی كه داشته‌اند رسیده‌اند؟ من هم جزو آنهایی كه نرسیده‌اند. همه كرم‌ها كه پروانه نمی‌شوند یك عده‌شان در پیله‌های‌شان می‌میرند و یك عده خفه می‌شوند. نه من در پیله نخواهم ماند وقتی مثلا با كیمیایی كار می‌كنم و در تجربه دوم‌ام نقشی متفاوت به من می‌دهد یعنی این‌كه او دارد خود واقعی من را می‌بیند و این بی‌نهایت برای من ارزشمند است.
 
گارد منفی در مقابل ستاره شدن

نه منفی نیست. گارد ندارم ولی می‌گویم اگر لازمه‌اش این است كه دنیای خصوصی‌ات را از دست بدهی -چون یكی‌اش این است دیگر- من این را دوست ندارم و این كار را نمی‌كنم. من با استار شدن مشكل ندارم ولی دوست ندارم راجع به زندگی خصوصی‌ام حرفی بزنم. اگر استار شدن اینجا لازمه‌اش این است كه این كار را بكنی، من نمی‌توانم.
 
مفهوم ستاره شدن
بگذارید این‌طوری به‌تان بگویم؛ فرق بین مریل استریپ با آنجلینا جولی - كه باهاش خیلی مسئله دارم- چیست؟ خیلی واضح است دیگر. نمی‌گوییم كی خوب است و كی بد است. متفاوت‌اند. كی این تفاوت را تعیین می‌كند؟ خودشان. بعد آیا آن می‌گوید این بد است این می‌گوید آن؟ نه اصلا قشنگی‌اش به همین است به یكدست نبودن. به هر حال یك فرقی هست بین رویا نونهالی با... فلان بازیگر ....نمی‌شود هم اسم برد (می‌خندد)...
 

مصاحبه خواندنی با بهاره افشاری بازیگر سریال فاصله ها

برنامه «زنده رود» کاری از شبکه استانی اصفهان، در ویژه برنامه میلاد امام مهدی (عج) این بار میزبان بهاره افشاری بازیگر سینما و تلویزیون بود که در ادامه متن کامل این گفت و گو که  آزاده نامداری با بهاره افشاری انجام داده، را می خوانید.

آزاده نامداری: حضور بازیگر مقابل، تاثیری بر بازی شما دارد؟
بهاره افشاری: حضور بازیگر مقابل تاثیر دارد، اما در بازی من بی تاثیر است و من اصولاً تاثیر نمی گیرم. چون تاثیر گرفتنن، یک اتفاق بدی است، به این دلیل اگر بازیگر مقابل بازیگر خوبی نباشد، بازی تو نیز خراب می شود. من سعی کردم که در همان کارهای اولم، این اتفاق برایم نیافتد. من به خودم اجازه نمی دهم در کاری که حضور می یابم، این سوال را بپرسم که مقابل من چه کسی حضور دارد.


اما خیلی از بازیگران به این موضوع وابسته اند و می پرسند چه کسی قرار است نقش مقابل من را بازی کند و برایشان اهمیت دارد؟

نه من این شکلی نیستم، به من چه ربطی دارد که مقابلم چه کسی بازی می کند؟!‍


این خیلی خوب است؛ شما دیپلم تئاتر دارید؛ آیا هیچ وقت کار تئاتر انجام ندادید؟

من اصلاً در این سال ها تئاتر کار نکردم و فکر می کنم حد و اندازه من کار تئاتر نیست! کار تئاتر به پختگی نیز دارد که من آن را ندارم


و دوست داری به این پختگی برسی؟ وسوسه می شوی در تئاتر بازی کنی؟

ببین، بازی تئاتر مال خودش است، یعنی خیلی تخصصی است و وابسته به همان پختگی است که گفتم. من وسوسه نشدم و نمی شوم اما فکر می کنم اندازه من تئاتر نیست.

در فیلم هایی سینمایی زیادی که داشتی ژانرهای مختلفی را بازی کردی، آن ها را توضیح بده؟

من تقریباً تمام ژانر ها را در سینما تجربه کردم. حتی کلبه ژانر وحشت و زندگی شیرین کمدی نیز بازی کردم که البته خیلی هایشان زیاد موفق نبوده است. در خیابان بیست و چهارم هم ژانر پلیسی اکشن را داشتم که هنوز اکران نشده است.


وقتی یاد سریال «او یک فرشته بود» می افتم، به نظرم در ژانر وحشت خوب بودی و خوب همه را می ترساندی؟ (با خنده)

من دوست دارم همه ژانری را تجربه کنم، اما به نظر خودم در ژانر وحشت به این نتیجه رسیده ام که خیلی آدم موفقی نیستم.

شاید به این دلیل باشد که ما فیلم موفق در ژانر وحشت نداریم؟ مثل فیلم های ترسناکی که بیشتر در سینما می خندیدیم تا بترسیم!

دقیقاً همین طور است، بضاعت سینمای ما در این ژانر بضاعت عجیب و غریبی ندارد و خبری در سینمای ما، از این نوع نیست. در مورد ژانر وحشت کاملاً با نظرت موافقم و فیلم های خوب ترسناکی ساخته نمی شود. من آخرین کار خوبی که در این ژانر به یاد دارم فیلم «شب بیست و نهم» بوده است.


به سراغ خودت برویم، هم بازیگری و هم نقاش؛ کار خاص دیگری هم انجام می دهی؟

من سال هاست که طراحی لباس می کنم. اما تمرکز کلی من مخصوصاً در این دوسال بازیگری است. طراحی لباس هم برای بیرون انجام می دهم.


هیچ وقت فکر کردی که بتوانی کار کودک هم انجام بدهی؟ فکر می کنم امسال هم جشنواره فیلم کودک در همدان باشد!

خیلی این کار را دوست دارم؛ اما هیچ وفت به من پیشنهاد نشده است. خیلی دوست دارم در فیلمی مثل «پاتال و آروزهای کوچک» بازی کنم. به هر حال من استقبال می کنم.


دلم می خواهد بدانم، کلاً چه فیلم های خوبی در این سال ها به یاد داری که بخواهی از آن ها هم نام ببری؟

درباره الی را به شدت دوست داشتم. به مجموعه آثار آقای مهرجویی خیلی علاقه مندم. من «پری» را در کودکی دیدم و خیلی دوست داشتم. از فیلم های کودکان هم  گلنار، پاتال و آروزهای کوچک و مدرسه موش ها را از یاد نمی برم که متاسفانه الان چنین فیلم هایی را نداریم. الان که می بینم در کودکی آدم فرهیخته ای بودم.

گفتگو با با نیما شاهرخ ‌شاهی درباره حضورش در «فاصله‌ها» و سریال ماه رمضان

زمانی بود که گروهی از بازیگران که از سینما شروع کرده بودند تمایلی به حضو در تلویزیون نداشتند و کمتر شاهد حضور آنها در تلویزیون بودیم. اما اکنون بازیگران سینما در تلویزیون حضور فعالی دارند.
نیما شاهرخ شاهی در سینما یک بازیگر باتجربه است که در طول ۸ سال در این عرصه جایگاه خوبی هم پیدا کرده اما حضورش در تلویزیون هم می تواند سرآغازی برای طی کردن مسیر جدیدی در کارنامه حرفه ای اش باشد.

این شب ها او با سریال فاصله ها (حسین سهیلی زاده) مهمان تلویزیون است و درست پس از پایان این سریال و شروع ماه رمضان با مجموعه ملکوت (محمدرضا آهنج) مهمان خانه ها خواهد بود. به هر حال همه اینها بهانه ای شد برای یک گفتگو…
روزی که برای گفتگو با نیما شاهرخ شاهی قرار گذاشتیم، سر صحنه مجموعه ملکوت بود و فرصت کوتاهی که گروه برای استراحت داشت، مجالی شد برای پرسش های ما و جواب های او.
از حضور و نقشی که در مجموعه ملکوت داری برایمان بگو.
مجموعه هنوز پخش نشده و توضیح زیادی نمی توانم بدهم. نقش سامان، نوه حاج فتاح (با بازی محمدرضا شریفی نیا) را بازی می کنم که طی داستان دچار یک ارتباط عاطفی می شود و اتفاقاتی در این میان رقم می خورد.
ملکوت اولین مجموعه مناسبتی است که در آن حضور داری؟
بله، ولی ۳-۲ مجموعه ای هم که در آن بازی داشته ام مجموعه های روتین و تقریبا هر شبی بودند؛ شمس العماره که به عنوان مهمان حدود یک هفته در آن حضور داشتم، فاصله ها که در حال حاضر پخش می شود و بعد هم مجموعه ملکوت.
تا آنجا که می دانم قصه ملکوت ماورایی است. طی سال های اخیر بخصوص در مجموعه های مناسبتی زیاد از این گونه سوژه ها برای ساخت سریال استفاده شده است. فکر می کنی ملکوت چه ویژگی متمایزی نسبت به آثار سال های اخیر قرار است داشته باشد؟
شاید بهتر باشد راجع به چیزهایی که وجود داشت و مرا برای حضور در این مجموعه به خود جذب کرد صحبت کنیم؛ فیلمنامه خوب، گروه خوب و کارگردانی خوب.
تصویربرداری سریال فاصله ها ادامه دارد و شما همزمان در سریال ملکوت هم بازی دارید. این نوع کار کردن سخت نیست؟
ترجیح می دادم که این اتفاق نیفتد، چرا که گریم من در این دو مجموعه یکسان است. صبح یک نقش بازی می کنم و شب یک نقش، ولی الان خوشحالم و به نظرم اتفاق بسیار خوبی بود.
دوست داشتم در یک مجموعه مناسبتی کار کنم. از الان هم می توانم به جرات این قول را بدهم که این مجموعه بهترین سریال ماه رمضان خواهد بود. تداخلی که در ضبط دو مجموعه وجود داشت، سختی هایی را نیز به همراه داشت ولی خوشحالم که بازی در ملکوت را قبول کردم. حرف شما را قبول دارم. مجموعه های ماورایی این سال ها زیاد ساخته و پخش شدند، ولی نوع خاص استفاده از پرده کروماکی و جلوه های ویژه ای که در این کار استفاده شده، سریال ملکوت را خاص و متمایز می کند.
بازی در سینما را با فیلم مکس (سامان مقدم) آغاز کردی. بعد از آن تقریبا همیشه نقش های منفی را به عهده گرفتی. چه دلیلی باعث شد به سمت این نقش ها گرایش پیدا کنی؟
اکنون داریم قسمت ۸ مجموعه ملکوت را تصویربرداری می کنیم. تا حدودی می دانم که قرار است ادامه نقش سامان چگونه باشد، با توجه به این که هنوز فیلمنامه کامل نشده است ولی تا به اینجا سامان را خیلی منفی نمی بینم.
سعی من همیشه این بوده که هر نقشی را متفاوت از دیگری بازی کنم، مخصوصا اگر نقش منفی باشد. بعد از این که فیلمنامه را می خوانم، اگر حس کنم که نقش، نقش منفی است، در ذهن خود آن را درجه بندی می کنم. هر نقش منفی برای من ۱۰ درجه دارد که بر حسب نقش میزان منفی بودن را در آن کاراکتر لحاظ می کنم. سعی و تلاشم این است که نقش های منفی ام هیچ کدام شبیه به هم نباشد. این طبیعی است که هیچ کس دوست ندارد نقش اش صد در صد منفی باشد. من هم معمولا با کارگردان صحبت می کنم و نقش را تا جایی پیش می برم و منفی سازی می کنم که به من جای دفاع هم بدهد. در نوع بازی ام به این مساله معتقدم که نقش حتی اگر منفی است، باید جوری ساخته و پرداخته شود که تماشاگر مواقعی هم به او حق بدهد و پیش خودش بگوید شاید شرایط جوری بوده که فلان شخصیت مجبور شده این کار را بکند. من جای دفاع برای نقشم می گذارم، چون از نقش های کاملا منفی با نمادهای خاص خیلی خوشم نمی آید.
به همین دلیل است که مخاطب امروزی نقش یکدست سیاه با تمام عناصر منفی را دیگر نمی پذیرد، چون یک نقش زمانی قابل باور است که مخاطب بتواند نمودی بیرونی و عینی برای آن پیدا کند.
این نکته هم مهم است، وقتی یک شخصیت قرار است مثلا در یک مجموعه ۳۰ قسمتی معرفی شود، فرصت برای ارائه زیر و بم شخصیتی او وجود دارد ولی این اتفاق در یک فیلم سینمایی ۹۰ دقیقه ای خیلی سخت تر می شود چرا که دیگر فرصتی نداریم که بخواهیم وارد جزئیات قبل و بعد آن شخصیت شویم و شاید به قول شما اینجا غلو شخصیتی بیشتر اتفاق می افتد.
سامان در سریال ملکوت چقدر با شخصیت ساسان در سریال فاصله ها متفاوت است؟
ساسان شخصیتی خاکستری است ولی سامان به سمت مثبت بودن گرایش بیشتری دارد. با صحبتی که با محمدرضا آهنج، کارگردان سریال «ملکوت» داشتم، به این نتیجه رسیدیم که سامان باید برای سیر به سمت منفی بودن یا منفی شدن روال منطقی و باورپذیری داشته باشد تا بیننده هم بتواند با او ارتباط برقرار کند ولی ساسان فاصله ها به لحاظ سیر اتفاقاتی که بر او حادث شده، از همان ابتدا به بیننده خاکستری معرفی می شود.

با توجه به تجربه ای که هم در تلویزیون و هم در سینما دارید، چقدر حضورت را در این دو متفاوت و شاید بهتر و برتر از دیگری می بینید؟
نمی خواهم راجع به آسان تر بودن بازی در سینما یا تلویزیون بگویم، چون راحت نمی شود به این سوال جواب داد. اصولا من آدم بی حوصله ای هستم. یکی از دلایلی هم که در سینما فعالیت داشتم، این بود که یک کار در ۳۵ ـ۳۰ روز تمام می شود؛ ولی در سریال حدود ۶ ـ ۵ ماه درگیر هستی، پس برای من مهم است که در چه گروهی دارم کار می کنم. در چند ماه گذشته اتفاقات جالبی برایم افتاد، مثلا طی یک شبانه روز حدود ۱۲ سکانس گرفته شد و من ۱۰ بار تعویض لباس داشتم. این اتفاق سخت مخصوصا در مورد سریال های روتین بیشتر به چشم می آید. اتفاقی که در سینما می افتد، این است که اگر کاری پیش تولید قوی داشته باشد، طی یکی دو ماه فرصت داری دیالوگ هایت را حفظ و بازی کنی. حتی دیالوگ ها هم در سینما مال خودت است، ولی در سریال می بینی که چند برگه دیالوگ به تو داده می شود و تو فقط زمان محدودی داری، باید آنها را حفظ کنی و جلوی دوربین بروی. تجربه بازی در سریال برای من سخت تر بود، اما خب وسوسه عجیبی در من انداخت. من حدود یک هفته در مجموعه شمس العماره حضور داشتم، ولی دقیقا ۲ روز بعد آن ۲ تا سینمایی پیشنهاد داشتم و ۲ تا سریال. «فاصله ها» با چند قسمت پخش بازخورد خوبی داشته و جدای از همه نقش هایی که در سینما بازی کردم و عقیده دارم بعضی از آنها نقش های خوبی هم بوده، برایم جالب است که بعد از ۵ الی ۶ قسمت پخش مجموعه فاصله ها، همه در خیابان، مرا به اسم ساسان صدا می زنند.
مدتی از سینما و تلویزیون فاصله گرفتید و بازگشتتان به دنیای بازیگری توام شد با همزمانی سریال های فاصله ها و ملکوت و در سینما هم لج و لجبازی و دموکراسی تو روز روشن. این پرکاری چگونه شکل گرفت؟
اول بهتر است راجع به این صحبت کنیم که چرا نبودم و چرا الان هستم. خیلی وقت بود از این صحبت ها نکرده بودم و الان که فرصت خوبی است، می توانم مفصل حرف بزنم.
فیلم های اول و دومی که بازی کردم هم فیلم های خوبی بود و هم کارگردان های خوبی داشت. طی این سال ها، مشاورینی داشتم که به من یادآور می شدند چون ورودم با کارگردان های معروف و خوبی بوده، پس باید دقت بیشتری در انتخاب نقش هایم داشته باشم. بعد از فیلم دایره زنگی خیلی نقش ها را رد کردم. آن موقع دلایل خاص خودم را داشتم، اما بعد متوجه شدم دیگر تهیه کننده ها به این فکر نمی کنند که کدام بازیگر کم کارتر یا پرکارتر یا گزیده کار تر بوده است. الان ملاک حضور و انتخاب بازیگران برای فیلم ها و مجموعه ها این است که کدام بازیگر روی جلد مطبوعات است. بعد فکر کردم که با کناره گیری من، خیلی آدم های دیگری وارد می شوند، بنابراین تصمیم گرفتم فعالیت خودم را دوباره آغاز کنم. شاید قبل از شمس العماره حدود ۷ تا کار انجام داده بودم، ولی بعد از شمس العماره تا الان شاید ۲۰ روز تعطیلی هم نداشتم. ۷ تا کار سینمایی انجام دادم و ۲ تا سریال. مقداری حساسیتم را پایین آوردم. این به این معنا نیست که هر کاری را قبول کنم، اما سعی ام بر این است که با حضور بجاتر و معقول تر هم تجربه کاری ام را بالاتر ببرم و هم میزان پیشنهاداتم بیشتر شود. حضور همزمان یک بازیگر در چند فیلم و سریال می تواند خطرناک هم باشد. همزمانی چند کار باعث می شود بازیگر زیاد دیده شود، اما اگر کارهایش پشت سر هم پخش شود، حضور مستمر او را ثابت می کند.
انگار تصمیم دارید در تلویزیون بیشتر فعالیت داشته باشید.
بله. برای ۲ سریال دیگر هم قرارداد بسته ام که ان شاءالله در آنها بازی خواهم کرد.
بنابراین می توان گفت یک سری از ملاک هایت برای انتخاب نقش تغییر کرده است.
بله. الان اولین چیزی که برای من مهم است، فیلمنامه خوب است؛ چه در سینما و چه در تلویزیون، چراکه به عقیده من سینما و تلویزیون دارند در یک راستا حرکت می کنند و یک سطح می شوند. الان واقعا سینما دارد در مسیری حرکت می کند که اگر در سال ۷۰ فیلم سینمایی تولید می شود، ۵۰ تای آن در حدی است که من آنها را واقعا نمی پسندم. وقتی در فیلم هایی مانند مکس و دایره زنگی بازی می کنم، نشان دهنده این است که تعریف ویژه ای از فیلم کمدی دارم. البته این را هم بگویم پیش تولید طولانی فیلم «۷ دقیقه تا پاییز» شانس حضور در فیلم «درباره الی» را از من گرفت. اگر در این فیلم بازی می کردم حتما مسیر حضورم در سینما تغییر می کرد.
البته شما با بازی در فیلم «پارک وی» نشان دادید که به بازی در نقش هایی که روی روان شناختی آنها کار شده باشد، علاقه مند هستید.
از پارک وی به بعد، همه نقش هایی که قرار بود فیلم هایش در زمینه وحشت ساخته شود، به من پیشنهاد شد، اما من نخواستم در یک نقش کلیشه شوم. بعد از پارک وی دوست داشتم نقشی به من پیشنهاد شود که خاص باشد و تلفیقی باشد از وحشت و روان شناسی. این اتفاق افتاد و تله فیلمی به من پیشنهاد شد به نام «یکی از ما» که بشدت نقشم را دوست داشتم و امیدوارم خوب درآمده باشد؛ نقش پسر معتادی که وابستگی به یک سری مواد دارد که وقتی استفاده می کند یک شخصیتی دارد و وقتی استفاده نمی کند شخصیتش دوگانه می شود.
راجع به فاصله ها صحبت کنیم و پیامی که همیشه حسین سهیلی زاده خیلی خوب و غیرمستقیم با مجموعه هایش به مخاطب می رساند.
به نظر من یک سری کارگردان ها هستند که مدیوم تلویزیون را خوب می شناسند. معمولا راجع به سریال های روتین می گویند که از قسمت ۱۰ به بعد به قول معروف جا می افتد، ولی فاصله ها از همان قسمت اول بیننده خودش را پیدا کرد. سال گذشته این اتفاق راجع به دلنوازان هم افتاد و امیدوارم این اتفاق برای فاصله ها هم بیفتد. حسین سهیلی زاده نکات ظریفی را می بیند و می شناسد. تجربه چند ماه کار مستمر در تلویزیون به من ثابت کرد که کارگردانان خوبی در تلویزیون فعال هستند که کارهای ارزشمندی می سازند و من دوست دارم با آنها همکاری داشته باشم.

انتشار لیست میلیاردرهای ایران باعث شد دوست و دشمنم را بشناسم
گفت‌وگو با فاطمه مقيمي/ رییس شورای بانوان بازرگان اتاق تهران

 چندي پيش در سايت‌هاي خبري فهرستي از ميلياردرهاي ايراني منتشر شد؛ فهرستي كه سي ثروتمند ايراني را به همه معرفي مي‌كرد. در اين فهرست سي نفره تنها نام يك زن به چشم مي‌خورد؛ سيده فاطمه مقيمي52 ساله.

او در اين فهرست با يك رتبه پائين‌تر از اسدالله عسگر اولادي هشتمين ميلياردر ايراني و ثروتمندترين زن ايران معرفي شده بود.

 او رئيس يك شركت حمل‌ونقل بين‌المللي و رئيس شوراي بانوان بازرگان، اتاق بازرگاني تهران است. سمت‌هاي ديگري هم دارد و چند سالي هم در انجمن زنان مدير كار آفرين فعال بوده است. اما بيش از همه اين سمت‌هايش خود را يك كار آفرين مي‌داند.

 او از تبعات اعلام ميلياردر اعلام شدنش سخن مي‌گويد و از تماس‌هايي كه بعد از انتشار اين فهرست با او گرفته شده تا برخي از دوستانش كه بعد از اعلام اين خبر براي هميشه ارتباط شان را با او قطع كرده‌اند:


***

خانم مقيمي بالا خره جزو 10 ميليونر ايراني بوديد يا 10 ميلياردر ايراني؟ خبرهاي ضد و نقيضي در اين باره منتشر شده است؟

من فكر مي‌كنم ميليون عدد پائيني است و ديگر بيشتر اقشار جامعه يك ميليون تومان را دارند و بنابراين همه ميليونرند. اما درباره ميلياردر بودن، با توجه به اينكه هر كدام مان بيست سي سال است كار مي‌كنيم و حداقل يك آپارتمان صد و پنجاه متري وسط شهر داريم كه ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود يك ميليارد هست. پس همه مان در اين رده ميلياردر هستيم.اما آن فهرستي كه منتشر شد بحث ديگري بود كه به ميان آورده شد.

چه بحثي؟

فكر مي‌كنم هدف از انتشار اين فهرست آن بود كه مي‌خواستند قبح اينكه افراد ميلياردر بودن‌شان را پنهان مي‌كنند، بشكنند.

يعني شما ثروتمند بودن‌تان را پنهان نمي‌كنيد و براي همين است كه در اين فهرست قرار گرفته‌ايد؟

خير- همه كساني كه در اين فهرست قرار گرفته‌اند فارغ از هر چيزي اعضاي هيات نمايندگان اتاق بازرگاني هستند. يعني هر 30 نفر عضو اتاق اند و حتي يك نفر هم خارج از اين اعضا در اين فهرست معرفي نشدند.

به هر حال ملاكي براي انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضويت شما در اتاق بازرگاني به تنهايي كه نمي‌تواند ملاك انتخاب‌ تان به عنوان ثروتمندترين زن ايران قرار گرفته باشد؟

اين موضوع و ارائه اين فهرست كلا دوجنبه داشت اينكه از يك طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب كنند. در قسمت ابتداي اين فهرست از ثروتمندان بدگويي كرده بودند و بعد اضافه كرده بودند چون اين افراد ماليات پرداخت مي‌كنند و بر اساس ميزان مالياتي پرداختي‌شان طبقه بندي شده‌اند.

يعني پرداخت ماليات ملاك ميلياردر بودن افراد شمرده شده بود؟

نه من گفتم از پرداخت ماليات در اين فهرست به عنوان يك گزينه مثبت حرف زده و گفته‌اند آدم‌هايي به اين شرح ماليات هم مي‌پردازند يعني از دوبعد مثبت و منفي فهرستي را تنظيم و اعلام كرده‌اند.

آن طور كه من اين فهرست را ديدم در كل نگاه منفي در آن وجود نداشت و فقط سي نفر از ميلياردرهاي ايراني را معرفي كرده بود. چرا فكر مي‌كنيد با انتشار آن خواسته بودند افرادي را خراب كنند ؟ شما از اينكه در اين فهرست به عنوان يكي از ثروتمندان ايران معرفي شده‌ايد حس خوبي نداريد؟

نه منفي نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعي انعكاس داده بود و اينكه جامعه به ثروتمندان ديد خوبي ندارد. اما من اصلا فكر نمي‌كنم پديده ثروتمند يا ميلياردر بودن منفي است. اما خيلي‌ها همان بخش ابتدايي اين فهرست و توضيحي كه درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفي كردند.

مگر ثروتمندان چه منشي دارند؟ آيا آنطور كه فيلم‌ها نشان مي‌دهند واقعا پولدارها آدم‌هاي بدجنس و فقرا آدم‌هاي مهرباني هستند؟

صرف ثروتمند يا فقير بودن افراد هيچ‌چيزي را درباره‌شان نشان نمي‌دهد. هيچ وقت نمي‌توان گفت كه حتما فقرا آدم‌هاي مهربان و پولدارها انسان‌هاي خبيثي‌اند. اينها كليشه و كاملا اشتباهند. ثروت هم فقط يك فاكتور است، چه بسا كه آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده كه خدا به كار و زندگي‌اش بركت داده است. من اصلا فكر نمي‌كنم كه انسان‌ها بايد ثروتشان را پنهان كنند. نمي‌دانم چرا در جامعه ما اين پديده آنقدر رواج يافته كه به هركس كه مي‌رسي از نداري مي‌نالد.مثلا وقتي از كسي پانصد تومان قرض مي‌خواهي محال است نگويد كاش زودتر گفته بودي تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم.يعني همه انگار از واقعيت فرار مي‌كنيم. كسي كه كار مي‌كند و مالياتش را مي‌پردازد و درآمد خوبي دارد چرا بايد درآمد و ثروتش را انكار كند. اصلا پولدار بودن در دين اسلام هم تقبيح نشده است مگر تعدادي از امامان ما پولدار نبودند و كار اقتصادي نمي‌كردند.

پس با توجه به اين صحبت‌هايي كه مطرح كرديد اين فهرست را حقيقي مي‌دانيد؟چون ابتداي بحث نسبت به صحت آن ابراز ترديد كرديد و گفتيد دقيقا ملاك انتخاب افراد را نمي‌دانيد؟ پس با توجه به اين صحبتها و اينكه تنها زن اين فهرست سي نفره بوديد مي‌پذيريد كه ثروتمندترين زن ايراني هستيد؟

نه من اين فهرست را واقعي نمي‌دانم.

پس هشتمين ميلياردر ايراني شما نيستيد؟و ثروتمندترين زن ايران؟

خير من هشتمين ميلياردر ايران نيستم و اساسا فهرست را هم واقعي نمي‌دانم بجز من هم خيلي از دوستاني كه در اين فهرست هستند اصلا در رده ميلياردر به آن معنا مطرح نيستند. بيشتر اين افراد آدم‌هاي مدير، مدبر و زحمتكشي هستند اما به نظرم در حق‌شان كم لطفي شده است. آنها به غلط به عنوان ميلياردر معرفي شده‌اند و زندگي‌شان تحت تاثير اين فهرست غير واقعي قرار گرفته است.

شما هم همين طور بوديد يعني پس از اعلام اين فهرست زندگي‌تان تحت تاثير قرار گرفت؟

بله. همين الان اگر ايميلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و كمك مالي. تعدادي از ايميل‌هايي كه برايم آمده است را نگه داشته‌ام، تلفن‌ها را كه نتوانستم ضبط كنم.

چه كساني و از چه قشرهايي از شما درخواست كمك كردند؟

كساني كه قصد ازدواج داشته تا افرادي كه قصد راه‌اندازي كسب و كار داشتند در اين مدت با من تماس گرفتند. يعني هر كس كه به هر دليلي به پول احتياج داشت در اين مدت با من تماس گرفت.

شما چه جوابي به آنها مي‌داديد؟

من تقريبا پاسخ همه را دادم يعني هيچ تماسي را نافرجام نگذاشتم حتي وقتي به دفترم زنگ زدند در اوج كار سعي كردم پاسخگويشان باشم.

به آنها كمك مالي هم كرديد؟

خير.

پس چه پاسخي به آنها داديد؟

به من مي‌گفتند چون خيلي ميلياردر هستيد به ما كمك كنيد و من جواب مي‌دادم من ميلياردر نيستم. ولي اگر فكر مي‌كنيد در جايگاهي كه هستم مي‌توانم كمك كنم در خدمتم. بارها در اين مدت براي افراد مختلف توضيح دادم كه اگر فكر مي‌كنيد من صدها ميليارد تومان پول دارم اشتباه مي‌كنيد من نمي‌توانم چك‌هايتان را پاس كنم.

يعني مردم براي پاس كردن چك‌هاي برگشتي‌شان هم با شما تماس مي‌گرفتند؟

بله و من پاسخ مي‌دادم چنين توانايي ندارم.ولي راهنمايي‌شان مي‌كردم مثلا به كسي كه قصد راه انداختن كاري جديد را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و كمكت كنم و اين كار را هم كردم. حتي يك بار پزشكي برايم ايميل فرستاد و از من خواست كه براي تحقيقات پزشكي كه قصد دارد دور دنيا انجام دهد كمكش كنم.

كمكش نكرديد؟ چون همان‌طور كه مي‌دانيد در همه جاي دنيا افراد ثروتمند در كارهاي عام‌المنفعه شركت دارند و حتي در مواردي اين گونه كه براي همه مردم منافع مشترك به دنبال دارد سرمايه‌گذاري مي‌كنند اما اين موضوع در ايران چندان عرف نيست؟

به هيچ عنوان با اين كمك‌ها مخالف نيستم و مطمئن باشيد اگر چنين ثروتي داشتم حتما كمك مي‌كردم و همين الان هم در سطح خودم چنين فعاليت‌هايي انجام مي‌دهم.

چه فعاليت‌هايي؟

من به عنوان يك ايراني مسلمان مثل خيلي‌هاي ديگر عادت كمك به ديگران را دارم و اگر توانايي مالي‌ام افرايش يابد قطعا اين كمك‌ها را نيز افزايش خواهم داد و هيچ بحثي در آن ندارم اما به همه كساني كه تماس مي‌گرفتند هم مي‌گفتم كه من آن سوپر ميلياردري كه فكر مي‌كنيد نيستم.

مي دانيد اين فهرست سي نفره از سوي چه نهاد يا سازماني تنظيم و انتشار داده شد؟

نه اصلا هم پيگيرش نشدم. چون كلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فكر كردم حتما نيت تنظيم‌كننده آن خير بوده است.شايد نتيجه‌اش هم همين بود كه الان با شما صحبت مي‌كنم و اين موضوع را به همه مي‌گويم يا به چند نفر با حرف‌هايم توانستم كمك كنم.

درباره فهرست و چگونگي صحت و سقم آن هم براي كساني كه زنگ مي‌زدند توضيح داديد؟

بله وقتي مي‌پرسيدند توضيح مي‌دادم. مثلا يكي از من مي‌خواست در معامله تجاري شريك مالي‌اش شوم.حتي يك نفر از من خواست شرايط تحصيل‌اش در كانادا را فراهم كنم يعني كارهاي اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازاي اين كمك براي من كار كند يعني طيف متفاوتي از درخواست‌هاي كمك را دريافت كردم كه مجبورمي شدم در قبال هر يك توضيحي بدهم.

اين تماس‌ها شما را ناراحت مي‌كرد؟

نه ! واقعا نه. چون احساس مي‌كردم خيلي‌ها اعتقادي زنگ مي‌زنند و قصد سواستفاده يا نيت بدي ندارند.يك نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را ديده‌ام و حتي پشت تلفن هق هق گريه مي‌كرد، هنوز هم وقتي يادش مي‌افتم واقعا متاثر مي‌شوم.اين آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژي گرفته‌ام كه انگار همه خواسته‌هايم را اجابت كرده‌اي و توانسته‌اي با ايده‌هايت راه را به من نشان دهي. خيي اوقات با اين كمك‌ها مي‌توان مشكلات افراد را حل كرد.

شما خودتان را يك آدم ثروتمند مي‌دانيد؟

من از محبت و عشق خيلي ثروتمندم.

از نظر مادي چطور؟ بالاخره شما صاحب يك شركت حمل‌ونقل بين‌المللي هستيد؟

اولا اينكه يك آدم مي‌تواند با هزار تومان احساس ثروتمندي كند و آدم ديگر با ميلياردها تومان چنين حسي نداشته باشد و احساس فقر كند. بنابر اين تو هرگز نمي‌تواني از من چنين سوالي بپرسي و پاسخت را بگيري. اما اگر از نظر صفرها بپرسي من يك زندگي عادي دارم. مثلا اگر امروز اراده كنم ماشينم را عوض كنم شايد نتوانم اين كار را كنم. ولي چيزهايي را كه دارم درباره‌اش حرف مي‌زنم و از كسي هم چيزي را پنهان نمي‌كنم. بعد از 30 سال كار كردن اين طبيعي است كه من و همسرم كه وارث ميراث پدري‌مان هم بوده‌ايم ثروتي اندوخته باشيم. ولي اضافه بر همه اينها زماني مي‌تواني بگويي چه كسي از ديگري پولدارتر است كه همه خود اظهاري درباره اموال‌شان كنند، در اين صورت امكان مقايسه فراهم مي‌شود.

در اين فهرست آقاي عسگر اولادي از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدي رئيس زاده پائين‌تر از شما قرار گرفته‌اند؟ با توجه به اين نكته‌اي كه گفتيد مي‌دانيد تفاوت ثروت شما با نفر بالايي و پائيني‌تان چقدر است؟

نه من چه مي‌دانم. به دليل اينكه هيچ وقت تاكنون اظهاري در اين باره نكرده‌اند. البته آقاي عسگر اولادي از معدود آدم‌هايي است كه خيلي صادقانه و راحت درباره ثروت‌شان سخن مي‌گويد، ولي در مورد همين آدم هم كه درباره اين موضوع صحبت مي‌كند من دقيقا نمي‌دانم فاصله‌ام با ايشان در اين فهرست چگونه رده‌بندي شده است.

بعد از اعلام اين فهرست در رفتار اطرافيان تان هم تغييري احساس كرديد؟منظورم نزديكان و دوستان‌تان است؟

بله تغيير مشخص ديدم. حتي دو سه نفري كه فكر مي‌كردم به من نزديكند رسما با من برخورد كردند.

چه برخوردي؟

مثلا به من گفتند تو فكر مي‌كردي ما احمق بوديم و نمي‌فهميديم. تو تمام اين مدت از ما ثروتت را پنهان مي‌كردي مردم كه بيهوده از اين حرف‌ها نمي‌زنند و حتي حالت برخورد هم پيش آمد.

يعني با كسي دعوايتان هم شد؟

بله يك نفر اصلا با من قطع رابطه كرد.

پس اعلام اين فهرست برايتان دردسرساز هم شد؟

بله- فكر مي‌كنم در مجموع از اين قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر كسي واقعا دوست من بود درست يا غلط بايد از شنيدن چنين خبري خوشحال مي‌شد، براي خودم هم دستاورد مثبتي داشت كه توانستم دوستانم را الك كنم يعني دوستان واقعي‌ام را شناختم.

شنيده‌ام كه قرار بوده معلم يا مترجم زبان شويد، ولي الان درست يا غلط به عنوان يك ميلياردر و البته رئيس شركت حمل‌ونقل شناخته مي‌شويد چه احساسي در اين باره داريد؟

من قرار نبود معلم يا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمي‌دانم چرا اين نكته الكي درباره من بزرگ شده است. من در بيوگرافي‌ام هم گفته‌ام وقتي به ايران آمدم بعد از تحصيلاتم در يك شركت به عنوان مترجم كارم را شروع كردم يعني در يك مقطع زماني از دانش زباني‌ام استفاده كردم و بر حسب اتفاق در آن شركت كه شركت حمل‌ونقل بود به اين صنعت علاقه‌مند شدم و كارم را در اين رشته شروع كردم.

و بعد هم در اين كار پيشرفت كرديد و خودتان صاحب يك شركت بزرگ شديد؟

من هم مثل خيلي‌ها كم‌كم و پله پله در كارم پيشرفت كردم.من هم صنعت حمل‌ونقل را در ابتداي كارم علمي نمي‌شناختم، در حالي كه اين كار يك تخصص است و من هم به‌تدريج در اين صنعت متبحر شدم.

در اين فهرست سي نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتيد؟ اين موضوع چقدر سخت بود؟ آيا يك ميلياردر زن بودن از يك ميلياردر مرد بودن سخت‌تر است؟

شما يك طوري مي‌گوييد انگار اثبات شده من ثروتمندترين زن هستم و حالا بايد بيايم و خودم را با مردان مقايسه كنم؟

به هر حال شما يك زن موفق و مرفه محسوب مي‌شويد. اين طور نيست؟و چون گفتيد ثروت را يك ضد ارزش نمي‌دانيد من واژه ثروتمند را به كار بردم؟

نه من اصلا نمي‌گويم ثروتمند هستم، نمي‌گويم هم نيستم. ولي در جامعه ما كه هر كس دارايي‌اش را از ديگري مخفي مي‌كند چطور مي‌تواني بگويي اين 30 نفر بين 74 ميليون نفر از همه پولدارترند.

شما گفتيد پولدار بودن را ضد ارزش نمي‌دانيد؟پس مي‌توان با همين فهرست‌ها و اعلام دارايي افراد نگاه جامعه را هم تغيير داد، اين طور نيست؟

در ايران به نوعي همه درباره ثروت شان پنهان‌كاري و مخفي‌كاري مي‌كنند، ما در خانه‌هايمان پنج پرده مي‌زنيم كه كسي خانه‌مان را نبينيد و نفهمد كه چه داريم و نداريم اينها بحث‌هاي فرهنگي ماست.

اما به هر حال شما در اين فهرست به عنوان تنها زن ميلياردر معرفي شديد، اين به خود شما چه احساسي داد؟

من خودم اين موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم كه اداره ماليات به سراغم مي‌آيد نه نگران بودم چند جاي دولتي من را محك مي‌زند و مميزي‌ام مي‌كند چون زندگي‌ام واقعا شفاف است.

پس مشكلي برايتان پيش نيامد؟

خير- من به هر حال يك آدم شاخص اقتصادي هستم، به همين علت تا نوه و نتيجه‌ام هم كه به دنيا بيايند زندگي شان مشخص است پس هيچ راهي براي پنهان كاري وجود ندارد. ولي من يكي دو روز اول چون درباره ماشين ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشينم هم رنگ به خصوصي دارد شايد احساس مي‌كردم نگاه‌هاي خاصي وجود دارد.البته نمي‌دانم شايد اين تنها به دليل حساسيت خودم بود.

ماشين‌تان چيست؟

مزداي صورتي

چرا مزدا؟ چرا صورتي؟

چرا صورتي نباشد.هر كس به چيزي علاقه دارد، كسي به خانه مجلل و ديگري به جواهر و من هم به ماشينم علاقه‌مندم. ماشينم را بدون عدد و رقم دوست دارم شكل مزدا را دوست داشتم كه خريدمش.اگر پيكان هم داشتم شايد پيكان زرد مي‌خريدم. به هر حال شغلم هم همين است من مدير يك شركت حمل‌ونقلم و طبيعي است بيشترين توجه‌ام به ماشين باشد. همان‌طور كه يك كفاش بيشتر از هر چيز به كفش توجه مي‌كند.

ماشين‌تان در ايران تك است يعني ماشين ديگري با اين مدل و رنگ در ايران وجود ندارد؟

چرا هست. از گروه بهمن سوال كنيد. اين ماشين در ايران خط توليد دارد و وارداتي هم نيست.دلم مي‌خواست تويوتاي صورتي بخرم كه در بازار نبود و در نتيجه اين را خريدم.

هيچ وقت تصورش را هم مي‌كرديد كه روزي چنين فهرستي منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترين زن ايراني معرفي شويد؟

نه اصلا و خيلي هم تعجب كردم.

چه كسي اولين بار اين خبر را به شما داد؟

روز جمعه‌اي بود و در ميهماني با اقوام شركت داشتيم. اولين بار يك نفر به موبايلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدي نگرفتم بعد ديدم طي يك ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخي با ناراحتي زياد اين خبر را به من دادند. البته برخي هم با ناراحتي براي من مثلا خواهرم گفت نكند برايت دردسر درست شود.

چه جوابي مي‌داديد؟احساس ترس و خطر نمي‌كرديد از اين گفته‌ها؟

نه واقعا نمي‌ترسيدم مي‌گفتم چه كسي مي‌خواهد مشكل ايجاد كند، مهم اين است كه يك مرجع قانوني براي بررسي اموال وجود دارد كه آن مرجع هم به طور كامل زندگي من را مي‌داند.

در ثروت‌تان با همسرتان شريك‌ايد؟

ما هر چه داريم براي هردوي‌مان است و با يكديگر شريك هستيم.

همسرتان همكارتان است؟

ايشان هم شغل خصوصي خودشان را دارند.ولي نوع كارشان با من فرق مي‌كند و هرگز هم شغل دولتي نداشته‌ايم.

خودتان عنوان ميلياردر بودن را دوست داريد يا دوست داشتيد به عنوان يك زن دانشمند مطرح مي‌شديد؟

البته من نه با معيارهاي ميلياردر بودن ميلياردرم و نه با شاخص‌هاي دانشمند بودن دانشمند، ولي اعتقاد دارم كه كار آفرين هستم و هر كسي دوست دارد با همان چيزي كه واقعا هست معرفي شود.

پس ترجيح مي‌داديد كه به عنوان يك زن كار آفرين معرفي مي‌شديد؟

بله چون چيزي هست كه بوده و هستم و در آينده هم خواهم بود.

چند فزرند داريد؟

يك دختر و يك پسر

دوست داريد در آينده دختر و پسرتان با چه عنواني معرفي شوند: ثروتمندترين دختر يا پسر ايران يا دانشمندترين دختر و پسر كشور ؟

نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادي مطرح شوند. هميشه هر چيز به حد كفايت خوب است، اما علم و خدمت است كه بي‌نهايت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق كشورشان باشند.

حرف آخرتان؟

فقط درباره آن ليست اميدوارم انتشارش موجب شود كه كمي ذهنيت‌هاي كليشه‌اي جامعه وشكل ارزشگذاري‌ها تغيير كند و مردم فكر نكنند ثروتمند بودن ارزش است يا بي‌ارزشي.من مشكلي در اين هم نمي‌بينم كه ثروتمندان جامعه به‌راحتي ثروت‌شان را اعلام كنند. ثروتمند بودن گناه نيست، همان‌طور كه فقير بودن گناه نيست.
دايي: در ليگ دهم يک پرسپوليس قدرتمند را خواهيد ديد

دايي: در ليگ دهم يک پرسپوليس قدرتمند را خواهيد ديد

سرمربی پرسپوليس گفت: تيم خوبی بستيم و يک پرسپوليس قدرتمند را در ليگ دهم شاهد خواهيد بود... 

 علی دایی سرمربی پرسپولیس در ادامه نشست خبری عصر امروز خود مسائل زیر را مطرح کرد:

 * از نیامدن خلعتبری ناراحت نیستم

 محمد رضا خلعتبری با حبیب کاشانی سرپرست باشگاه مذاکراتی انجام داد اما نمی‌دانم به چه علتی در باشگاه حضور پیدا نکرد اما من از این موضوع ناراحت نیستم و امیدوارم وی در ذوب آهن و تیم ملی موفق باشد.

 * برابر کفاشیان و تاج تا اعلام رای کمیته استیناف سکوت می‌کنم

 علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال و مهدی تاج نایب رئیس نسبت به من لطف دارند و در بعضی مواقع اظهاراتی را در مورد من انجام می‌دهند اما من وکیل دارم و او در این زمینه پیگیر مسائلی است. تا زمانی که کمیته استیناف رای خود را صادر کند سکوت خواهم کرد.  

 * 80 درصد بازیکنان مد نظر را جذب کرده‌ایم

  در فصل نقل و انتقالات بازیکنان خوبی را جذب کردیم و توانستیم 80 درصد افرادی که مد نظرمان بود جذب کنیم. ملحق نشدن مهدی رحمتی، محمد رضا خلعتبری، حسن اشجاری و سید جلال حسینی مسائلی داشت. من قصد جذب این افراد را داشتم اما این بازیکنانی را که جذب کردیم بسیار خوب هستند و می‌توانند یک پرسپولیس قدرتمند را در دهمین دوره لیگ برتر به نمایش بگذارند. این افراد همگی لیگ برتری بودند و من نمی‌توانستم تمام آنها را جذب کنم. اگر چه نتوانستیم یکی دو بازیکن را جذب کنیم اما در مجموع تیم خوبی بستیم و یک پرسپولیس قدرتمند را در لیگ شاهد خواهید بود.

 *در فوتبال اروپا به هیچ عنوان بحث منشور اخلاقی مطرح نیست

 در مصاحبه‌ای خواندم که علیپور اعلام کرده از دایی بپرسید که آیا در بایرن مونیخ نیز منشور اخلاقی هم وجود نداشته است؟ من باید به آقای علیپور بگویم که در 5 سال حضورم در اروپا هیچ گاه بحث منشور اخلاقی و این موضوعات مطرح نشد. در فوتبال حرفه‌ای همه چیز رعایت می‌شود ولی افراد و مسئولان به فعالیت‌های شخصی بازیکنان کاری ندارند. اگر بازیکنی با رفتارهای بد مواجه شود باشگاه او را جریمه می‌کند تا به فوتبال ضربه نزد اما بحث منشور اخلاقی مطرح نیست. این موضوع برای من تازگی دارد و برای اولین بار است که در ایران آن را مشاهده می‌کنم. شاید علیپور قبل از من در لیگ اروپا فعالیت داشته و بازی کرده و این حرف را زده است اما در زمانی که من در فوتبال اروپا فعالیت داشتم بحث منشور اخلاقی مطرح نبود.

 در دین ما نیز تلاش می‌شود با آبروی افراد بازی نشود و تمام بزرگان ما یادآوری می‌کنند که آبروی افراد را نبریم اما متاسفانه منشور اخلاقی دست به چنین کاری زده و من در هیچ جای دنیا چنین موضوعی را مشاهد نکردم. اگر رفتاری انجام می‌دهیم که به فوتبال ضربه می‌زند باید محروم شویم اما نباید به لیگ‌های پایین تر و پایه فرستاد شوند زیرا این لیگ‌ها نیز باعث پیشرفت و رشد فوتبال می‌شود و باید شرایط را یکسان انجام داد.

 * مسائل اردوی آلمان درون خانواده پرسپولیس حل شد

 در اردوی آلمان به هیچ عنوان با مشکلی مواجه نشدیم و بازیکنان به خوبی تمرینات خود را انجام دادند اما متاسفانه برخی افراد یک موضوع کوچک را بزرگ می‌کنند و باعث حاشیه سازی در باشگاه می‌شوند. ما اگر در اردوی آلمان با مشکلی برخوردیم آن را در درون باشگاه حل کردیم و تمام بازیکنان با انگیزه تمرینات خود را انجام دادند و به تمام اهداف خود در این اردو دست یافتند. اگر موضوعی بوده ستاد منشور اخلاقی به آن رسیدگی و بازیکن را محروم خواهد کرد اما هیچ مسئله‌ای به وجود نیامده و اردوی آلمان را در بهترین شرایط به پایان رساند.

 * اعتقادی به سیستم چرخشی ندارم

 در این فصل در 3 جام شرکت خواهیم کرد و تلاش کرده ایم که بازیکنان مورد نظر خود را جذب کنیم و با تمام نیرو برابر حریفان ظاهر شویم اما هیچ اعتقادی به سیستم چرخشی ندارم. ملاک من استفاده از بازیکنان قدرتمند و توانمند است. فشار زیادی را در این لیگ متحمل خواهیم شد اما تلاش خواهیم کرد که با تمام قوا ظاهر شویم و به اهداف خود دست پیدا کنیم.

 * دفاع پرسپولیس هیچ مشکلی ندارد

 وضعیت خط دفاعی پرسپولیس بسیار مطلوب است و با جذب بازیکنان جدید توانسته‌ایم مشکلات فصل گذشته را برطرف کنیم. در فصل گذشته پرسپولیس از خط دفاعی متضرر شد اما با شروع لیگ دهم خود شما نیز شاهد خواهید بود که بهترین خط دفاع را پرسپولیس خواهد داشت. فقط وظیفه خط دفاعی این نیست که دفاع کند بلکه تمام تیم باید در کار دفاعی شرکت کنند تا تیم بتواند نتایج مطلوب را کسب کند.

 * پرسپولیس از وجود باقری به خود افتخار خواهد کرد

 حضور افرادی مانند باقری در پرسپولیس مایه افتخار است و او می‌تواند کمک شایانی به تیم انجام دهد. امیدوارم با کمک تمام بازیکنان بتوانیم یک پرسپولیس ایده آل را فراهم کنیم و تمام تماشاگران از آن راضی باشند.
 

شيث: فكر مي‌كنيد چطور يك بچه شهرستانی به پرسپوليس آمد و ملی‌پوش شد

حرف و حديث‌های اردوی اخير پرسپوليس باعث شد تا سرخ‌ها بار ديگر سوژه مطبوعات شوند... 
 
این درست كه سرپرست باشگاه پرسپولیس میكوشد تا تیمش را با شرایط خوبی وارد مسابقات لیگ كند، ولی پرونده جاسوس پرسپولیس در بدترین شرایط زمان گشوده شده تا دایی مجبور شود در جلسه با بازیكنان تیمش در این مورد به صحبت بپردازد. عجیب‌‌‌ترین نكته در مورد پرونده اخیر سرخ‌ها جایی بود كه بعضیها پای شیث رضایی را نیز به میان كشیدند!
از آخرین وضعیت خودت و پرسپولیس بگو.

خدا را شكر پرسپولیس در حال حاضر در شرایط خوبی به سر میبرد. ما تمرینات خوبی را در اردوی دورتموند پشت سر گذاشتیم و فكر میكنم كه مربیان پرسپولیس هم در حال حاضر از شرایط تیم راضی باشند. خودم هم خدا را شكر در وضعیت خوبی هستم. من هم مثل بقیه بچه‌ها تمرینات خوبی را انجام دادم و برای حضور در بازیهای لیگ آماده هستم.

اما پرسپولیس در بازیهای تداركاتی خیلی خوب نتیجه نگرفت.

خودتان میگویید بازیهای تداركاتی... بازی تداركاتی برای آن است كه مربی با شرایط تیم و بازیكنان آشنا شود و نمیشود از روی نتیجه این بازیها در مورد چیزی قضاوت كرد.

ما در بازیهای تداركاتی پیروزی هم داشتیم و دیدید كه توانستیم پنج گل هم بزنیم. به نظر من اینها ملاك نیست چون یك تیم را باید در مسابقات رسمی سنجید.

پرسپولیس را در لیگ دهم چطور میبینی؟

پرسپولیس شرایط خوبی دارد. ما در فصل نقل و انتقالات خوب یارگیری كردیم و توانستیم بازیكنان خوبی جذب كنیم. آنطور كه شنیده‌ام مربیان تیم و باشگاه هم از یارگیریها راضی هستند و ان‌شاءا... كه پرسپولیس بتواند در لیگ دهم موفق ظاهر شود.

البته ما امسال كار سختی پیش‌رو داریم. جدا از اینكه باید در جام حذفی و بازیهای آسیایی هم حاضر شویم و بدون شك پرسپولیس باید با قدرت و نیروی كافی در این سه جام شركت كند.

البته اگر قرار باشد كه تیم اینقدر حاشیه داشته باشد، نمیشود خیلی خوش‌بین باشیم.

حاشیه‌ و مسایل اینچنینی پدر هر تیمی را درمیآورد. بازیكنان پرسپولیس میدانند كه تیمشان، تیم بزرگی است و همیشه دچار این جور صحبت‌ها میشود. البته این وظیفه بازیكنان و مسوولان باشگاه است كه خیلی زود این مسایل را جمع و جور كنند و اجازه ندهند كه تیم مدام دچار این ماجرا شود.

پس با این حساب خودت هم باید دست به كار شوی!

چطور؟!

حتما میدانی كه در مورد خودت هم حرف و حدیث‌های زیادی وجود دارد؟

خودتان میگویید حرف و حدیث... حرف و حدیث مال تیم بزرگ و بازیكن بزرگ است اما موفق كسی است كه با این حاشیه‌ها بجنگد و برای تیمش مفید باشد. من پرسپولیس را عاشقانه دوست دارم و همه می‌دانند كه چطور در پرسپولیس توپ زده‌ام و چطور پای این تیم ایستاده‌ام.

عنوان شده بود دایی از تو دلخور است و به همین دلیل در بازیهای تداركاتی كمتر به تو میدان داده است!

وقتی تیم یك بازی تداركاتی انجام میدهد، قرار نیست كه همه به صورت همزمان در زمین حاضر شوند! دایی تشخیص داده كه در آن بازی از ابتدا از من استفاده نكند و من هم بدون كوچكترین چیزی كنار زمین نشستم.

دایی سرمربی پرسپولیس است و نظرات او باید در تیم اعمال شود. من فقط یك بازیكنم و تحت هر شرایطی تابع نظرات و صحبت‌های دایی هستم.

جلسه تو و دایی در مورد چه بود؟

با دایی در مورد مسایل فنی و پرسپولیس صحبت كردیم. این موضوع خیلی طبیعی است و فكر نمیكنم كه تا این حد مهم و حساس باشد. البته این موضوع باید قابل توجه آنهایی باشد كه میگفتند من و دایی با هم مشكل داریم و با هم صحبت نمیكنیم!

ماجرای جاسوس چه بود؟

از وقتی كه یادم میآید، میگویند پرسپولیس جاسوس دارد و همیشه دنبال آن میگردند. به نظر من بازیكنی كه چنین رفتاری را انجام دهد، شان و شخصیت پوشیدن پیراهن پرسپولیس را ندارد و بهتر است كه خودش از این تیم برود. پرسپولیس تیم مردم است و كسی كه میداند نماینده مردم در یك تیم بزرگ و معتبر است باید نسبت به مردم و تعهدی كه دارد پایبند باشد.

بدون رودربایستی بعضیها میگفتند كه شیث هم جزو مظنونین این قضیه است!

روزی كه شیث رضایی بخواهد چنین كاری را انجام دهد روز مرگش است، خودتان بهتر میدانید كه ارتباط من با رسانه‌ها چطور است. من به همه احترام میگذارم. همه را دوست دارم ولی كمتر پیش میآید كه حتی تلفنم را جواب بدهم و سعی میكنم كه بیشترین تمركزم روی تمرینات و بازیهای تیم باشد.

مسوولان باشگاه، مربیان تیم، بچه‌ها و حتی هواداران پرسپولیس مرا به خوبی میشناسند و میدانند كه شیث رضایی چه جور آدمی است. خودتان به یاد دارید كه من چطور با آسیب‌دیدگی‌های شدید، شكستگی بینی و هزار جور اتفاق دیگر، چطور برای پرسپولیس به میدان آمده‌ام و بازی كرده‌ام. پرسپولیس را مثل خانواده‌ام دوست دارم و مطمئن باشید كه این وصله‌ها به من نمیچسبد.

صحبت خاص دیگری نداری؟

هر كسی كه بخواهد در مورد من این حرف‌ها را بزند و چنین تهمت‌هایی را درست كند به خدا واگذار میكنم. من همیشه به خدا توكل داشته‌ام و به لطف او بود كه یك بچه شهرستانی و تنها توانست به پرسپولیس بیاید و ملیپوش شود.

مصاحبه جنجالی با پسر نا آرام فوتبال ایران

مصاحبه جنجالی با پسر نا آرام فوتبال ایران

او درباره تصمیم برای فصل آینده، دلایل دوری اش از تیم ملی و ... صحبت های زیر را مطرح كرد...  

هافبك تیم فوتبال استیل‌آذین گفت: چون من شهرستانی هستم كسی حاضر نشد در تیم ملی حمایتم كند.

حسین كعبی درباره تصمیم برای فصل آینده، دلایل دوری اش از تیم ملی و ... صحبت های زیر را مطرح كرد:

سفرت به امارات برای تفریح است یا مذاكره با تیم های اماراتی؟
برای تفریح به امارات می روم. لیگ فشرده و سختی داشتیم و می خواهم برای مدتی استراحت كنم.

پس جریان اینكه می گویند از تیم های تركیه ای و اماراتی پیشنهاد داری، چیست؟
دو پیشنهاد خارجی دارم اما اسم تیم ها را نمی گویم چون نه صد در صد است و نه می خواهم جنجالی شود. پیشنهادهایم از آمریكا و تركیه است.

 نمی خواهی به این دو پیشنهاد فكر كنی؟
نه؛ نمی خواهم به خارج بروم.

 چرا؟
شما بگویید چرا باید به خارج بروم؟
 هم پول بهتری می دهند، هم می توانی پیشرفت داشته باشی.
اتفاقا ایران بهتر از جاهای دیگر پول می دهد، ضمن اینكه نمی توانم غربت را تحمل كنم. اینكه بروی آنجا و 8 ماه در یك تیم باشی و پشت خط بمانی چه فایده ای دارد؟ الان حكایت آندو تیموریان همین است. این همه سال انگلیس بوده اما چه فایده؟ در این شرایط اسمی برای بازیكن نمی ماند.

پس قطعا در ایران می مانی. شنیدیم از پرسپولیس پیشنهاد داری؟
كسی از این باشگاه با من تماسی نداشته است. اگر بود می گفتم اما استیل آذین اصرار دارد قبل از رفتنم به امارات با این تیم تمدید كنم.

قصد ماندن در این تیم را داری؟
كارهایی كه آقای هدایتی در جریان مراسم درگذشت پدرم انجام داد را نمی توانم فراموش كنم و به همین دلیل حاضرم بدون مبلغ هم با استیل آذین قرارداد ببندم. البته هنوز پای میز مذاكره نشستم اما می دانم كه می خواهند تیم را برای قهرمانی ببندند.
 
اگر پرسپولیس از تو بخواهد به این تیم بروی می توانی به خاطره های خوبی كه با تیم داشتی فكر نكنیم  جواب منفی به آنها بدهی؟

از تیم هایی كه در آن بازی كردم خاطره های خوب زیادی دارم اما خاطره قهرمانی با پرسپولیس را نمی توانم فراموش كنم. می خواهم هر چه زودتر قرارداد ببندم تا خیالم راحت شود و چون از طرف این تیم پیشنهادی نداشتم می گویم كه می خواهم در استیل آذین بمانم.

حضور علی دایی در پرسپولیس نمی تواند انگیزه ای برای تو باشد؟
 جانم را هم برای او می دهم اما باید شرایطم را بسنجم.

برایت فرقی نمی كند چه كسی سرمربی استیل آذین می شود؟
فرقی نمی كند. می دانم مسئولان باشگاه مربی‌ای را می آورند كه بتواند این تیم را قهرمان كند. من هم به عنوان بازیكن حرفه ای با باشگاه قرارداد می بندم و كاری به سرمربی ندارم. وقتی سردار آجورلو و آقای هدایتی به من زنگ می زنند نمی توانم جوابشان را ندهم و صورتشان را نگاه كنم.

در واقع نمك گیر باشگاه استیل آذین شدی؟
نمك گیر نشدم. من باید حرفه ای فكر كنم. در شرایط فعلی هر بازیكنی بگوید دنبال پول نیست دروغ است اما می دانم پولی كه به باشگاه استیل آذین پیشنهاد می دهم را می توانند بدهند و مشكلی از این بابت ندارند.

خیلی وقت است از حسین كعبی بازی هایی كه در سال اولش در پرسپولیس می دیدیم را شاهد نیستیم. فكر نمی كنی باید تحولی در خودت ایجاد كنی؟
اگر باز به پرسپولیس بازگردم همان بازی ها را از من می بیند. چون تمام مسابقات این تیم پخش مستقیم می شود. ضمن اینكه هواداران این تیم انگیزه خاصی به بازیكن می دهند. این را هم بگویم برخلاف نظراتی كه در مورد من می دهند و می گویند امسال موفق نبودم می گویم از بهترین سال های فوتبالی ام را در استیل آذین سپری كردم. البته اشتباهاتی هم داشتم. مثل بازی با ذوب آهن اما بعد از آن اشتباه خودم را پیدا كردم.

 اما باز به تیم ملی دعوت نشدی؟
خودم را درباره تیم ملی به بی خیالی زده ام.

 مگر می شود؟
خودشان خواسته اند كه من بی خیال شوم. همه می دانند حسین كعبی در فوتبال تعصب دارد. تنها زمانی كه در این سال های اخیر به تیم ملی دعوت نشدم همین امسال بوده است. قطبی به خاطر یك بازی دیگر من را دعوت نكرد. مگر نه اینكه بازیكنان بزرگ دنیا هم اشتباه می كنند؟ در این فوتبال در بازی های مهمتر بازیكنان تیم ملی را از مسابقات اوت كرده اند اما كسی به آنها چیزی نگفت. وقتی چنین اتفاقی برای من افتاد كسی پشت كعبی نایستاد. به خاطر همین تا هزار سال دیگر هم می گویم دیگر تیم ملی برایم مهم نیست.
بهترین نمونه رفتاری با علی دایی بود. با او كه آقای گل جهان بود چه رفتاری كردند كه انتظار داشته باشم با من حسین كعبی شهرستانی داشته باشند. چون من شهرستانی هستم كسی حاضر نشد به حمایتم بیاید. تصمیم گرفته ام با تیمی كه قرارداد می بندم با تمام وجود بازی كنم و فكرم را معطوف مسائل دیگر نكنم. اگر بخواهم از این شرایط فوتبال حرف برنم كتاب می شود. من همیشه یك حامی داشته ام و آن هم خدا است.

به هر حال بازیكنی در سطح تو با این همه سابقه ملی نیاز به حامی ندارد. فوتبال تو می تواند به كمكت بیاید.
اگر فوتبالم افت نكرده به این دلیل است كه كلاهبرداری نكردم. پول حرام به خانه ام نبرده ام. از خیلی بازیكنان می توانید آتو بگیرید اما از حسین كعبی كسی نمی تواند آتو بگیرد. می توانستم با سنی كه دارم در تیم ملی ركورد بزنم اما نمی گذارند این اتفاق بیفتد. 93 بازی برای تیم ملی در سن من كم نیست.

اما این بی انگیزگی هم به تو كمكی نمی كند.
می دانم اما شما نمی دانید چه برخوردهایی با من شده است. فقط می گویم این فوتبال كثیف است. شما به من بگویید وقتی قطبی سرمربی تیم ملی شد چند بازیكن از اردو جدا شدند؟ چرا این اتفاقات زمان حضور دایی نیفتاد؟ من دیوانه نیستم كه خودم را در تیم ملی معطل و نابود كنم. چقدر باید صبر كنم تا شرایط عادی شود؟ در این چند ماه شما از من مطلبی خواندید كه علیه تیم ملی باشد؟ نمی خواهم بیش از این حرف بزنم. چرا اكثر فوتبالی ها با آقای مایلی كهن بد هستند؟ چون واقعیات را می گوید. در آینده می گویم كه چه دلالی بازی هایی در قطر رخ داد و آدمی كه از فدراسیون بیرون انداختند همه چیز دستگیرش می شود. همه از من انتقاد می كردند اما مقابل استقلال طوری بازی كردم كه ساكت شدند. قطبی در برنامه 90 در مورد من حرفی برای گفتن نداشت.

افشاگری ناصر حجازی در اتریش

افشاگری ناصر حجازی در اتریش

ناصر حجازی به زودی راهی اتریش خواهد شد تا در تمرین‌های تیم دی استرادا شرکت کند.حال عمومی او هر روز رو به بهبود است و آرام،آرام به ... 
 
ناصر حجازی به زودی راهی اتریش خواهد شد تا در تمرین‌های تیم دی استرادا شرکت کند.حال عمومی او هر روز رو به بهبود است و آرام،آرام به شرایط ایده آل نزدیک می‌شود.حجازی در حالی که به زودی عازم اتریش خواهدشد اما نسبت به انتخاب دوباره صمد مرفاوی به عنوان سرمربی تیم استقلال خوشبین نیست و تصور می کند این انتخاب روی احساس انجام شده است.
حجازی چند روز قبل از سفر به اتریش درباره انتخاب صمد و بی توجهی مدیران استقلال به نظر او حرف‌هایی می‌زند.
_آقای حجازی ظاهرا از انتخاب مرفاوی اصلا راضی نیستید؟
بله،همین طور است.انتخاب صمد کار درستی نبود.او امتحانش را پس داده است و نمی‌تواند با استقلال موفق باشد.من تعجب می‌کنم چرا مدیران باشگاه استقلال دوباره او را انتخاب کردند.
_لحن حرف زدن شما نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده! تا دیروز مدافع تصمیم‌های مدیران باشگاه استقلال بودید اما امروز نظرتان چیز دیگری است.
آن موقع هم اشتباه کردم که از استقلال حمایت می‌کردم.فکر می‌کردم اگر حرفی بزنم اوضاع تیم استقلال به هم می‌ریزد برای همین درباره خیلی چیزها حرف نزدم.اما الان که خوب فکر می‌کنم می‌بینم که اشتباه کردم.ای کاش از استقلال حمایت نمی‌کردم!
_چرا؟!
مدیران باشگاه استقلال رفتار خوبی با من نداشتند .به محض آنکه من روی تخت بیمارستان خوابیدم آمدند بالای سرم اما این‌ها همه‌اش نمایش بود.می‌خواستند خودشان را نشان بدهند.آمدند برای من حکم زدند در حالی که این حکم هیچ ارزشی نداشت.
_شما گفه بودید در انتخاب مرفاوی هیچ نظری از شما نخواستند ؛درست است؟
بله،دقیقا همین طور است.در انتخاب صمد هیچ نظری از من نخواستند.امیدوارم خودشان جوابگوی مردم باشند چون انتخاب مرفاوی کار درستی نبود.به نظر من واعظ آشتیانی عجله کرد.نباد دوباره مرفاوی را انتخاب می‌کرد.به نظر من استقلال می‌بایست مربی بزرگ خارجی می‌آورد تا فصل بعد مدعی قهرمانی می‌شد اما با بودن مرفاوی نمی‌تواند کاریاز پیش ببرد...
_قرار است به زودی به اتریش بروید؟
بله،به زودی راهی اتریش خواهم شد .بروم تا راحت بشوم!
_مگر شما مشاور باشگاه استقلال نیستید؟
کدام مشاور ،کدام باشگاه؟من مشاور باشگاه استقلال نبوده و نیستم.امیدوارم مردم این موضوع را درک کنند.
_انگار به شدت از مدیران باشگاه استقلال ناراحتید همین طوراست؟
ناراحتی من برای هیچ کش مهم نیست.فقط مردم من را دوست دارند و همین برای من از ارزش و اهمین فراوانی برخوردار است.همین که مردم به من لطف می کنند و دوستم دارند کافی است.اما من هم به محض اینکه پایم از ایران بیرون بگذارم حرف‌هایی می‌زنم که تا حالا نزدم.منتظر افشاگری من باشد.بگذارید به اتریش بروم تا از آن جا حرف هایی که تا حالا نزدم را دوباره بزنم.
_آقای تاج هم در مصاحبه‌ای گفته بود فدراسیون فوتبال در حق شما کوتاهی کرده است.
من از آقای تاج ممنونم که همیشه به من لطف داشته‌اند.من دیگر نمی‌خواهم کسی به من توجه کند به خصوص فدراسیون فوتبال .ای کاش حالم خوب نمی‌شد تا این بی توجهی‌ها را نمی‌دیدم .
 

صحبت‌های محمدرضا فروتن درمورد خوشبختی و خدا!

صحبت‌های محمدرضا فروتن درمورد خوشبختی و خدا!

در سفری که اخیرا به خاطر فیلم‌هایم به بلوچستان داشته‌ام در یکی از روستاها از مردم پرسیدم خوشبختید، می‌گفتند ...

محمدرضا فروتن در گفتگویی عنوان کرده که گذشت و ایمان برای او بهتر از برنده شدن و جایزه گرفتن است.
او در این گفتگو عنوان کرده که من از کاندیدا شدن در جشنواره ها خیلی خوشحال نمی‌شوم چون اگر بیفتم و بمیرم خدا از من نمی‌پرسد که چند تا اسکار گرفتی و یا چند بار کاندیدا شدی؛ می‌پرسد از فرصتی که به تو دادم چطور استفاده کردی. دوست دارم بیشتر زندگی کنم و از زندگیم بیشتر لذت ببرم. انسان خوبی باشم، در عشق سیر کنم و به کارهای خودم دقیق شوم و از میانسالیم استفاده لازم را ببرم .
 
فروتن که با همشهری جوان مصاحبه کرده درادامه گفته: چه چیزی بالاتر از عشق و چه چیزی بالاتر از گذشت و ایمان است؟ آنقدر اسباب بازیهای دنیا مثل خانه و ماشین و قدرت و ثروت دور و بر آدم ریخته اند که از عشق دور می‌شود.

اودر بخشهای دیگری ازاین مصاحبه گفته: در سفری که اخیرا به خاطر فیلم‌هایم به بلوچستان داشته‌ام در یکی از روستاها از مردم پرسیدم خوشبختید، می‌گفتند بسیار زیاد. واقعیتش این بود که فقیر بودند و واقعا احتیاج داشتند اما حقیقت چیز دیگری بود، اینکه واقعا خود را خوشبخت می‌دانستند. اما درون زندگی های شهری، برخی آدمها ماشین لوکس دارند و خانه آنچنانی دارند و ظاهرا خوشبختند اما حقیقت شاید چیز دیگری باشد.
 

< قبلی بعدی >
 تاریخچه باشگاه آرسنال  ياهو 360 ايران  قوی ترین نرم افزار آموزش زبان انگلیسی ویژه کودکان  گلچین مجموعه تخت گاز (دوبله)  مستند 6 تایی ها  سريال سفري ديگر  آموزش حرفه ای هیپ هاپ  کاملترین مجموعه خودآموز آزمون IELTS  افزایش قد در منزل  سخنراني دکتر انوشه